فدايي مولا علي فدايي مولا علي .

فدايي مولا علي

به دنبال ثواب بودن، ما را بيچاره كرده است!

«ما عادت كرده‌ايم همه چيز را براي ثوابش انجام دهيم. استادي داشتم كه مي‌گفت: شما براي فهميدن بخوانيد، ثواب به پاي خودش مي‌آيد. اين بد شده كه ما اين جور بار آمده‌ايم. يعني الان مي‌خواهيم عمره برويم، اولين چيزي كه در ذهن خطور مي‌كند ثواب است. اعتكاف مي‌رويم اولين چيزي كه خطور مي‌كند ثواب است. اعتكاف فلسفه‌اش چيست؟ اعتكاف از عَكَفَ مشتق است، عُكوف يعني يك جا ايستادن. اعتكاف رمزش اين است كه شما هميشه پيش خدا بمانيد. حج هم رمزش همين است. عمره رمزش دور خدا چرخيدن است، اما ما همه را براي ثوابش انجام مي‌دهيم. آن استادم مي‌گفت: اگر آدم در تابستان براي خنك شدن وضو بگيرد وضويش باطل است، اما اگر براي خدا وضو بگيرد هم خنك مي‌شود و هم عملش صحيح است. ثواب ما را بيچاره كرده است».

****************************

اين توصيه‌ها در حالي است كه:
قرآن كريم مي‌فرمايد: «مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَهِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرينَ؛ هر كس ثواب آخرت را بخواهد، از آن به او مي‌دهيم و به زودي، شكرگزاران را پاداش خواهيم داد» (سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي ۱۴۵)
نكته: از نظر استاد ايشان، اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَهِ؛ هر كس ثواب آخرت بخواهد» ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما اين جور بار آمده‌ايم!
يا مي‌فرمايد: «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ ينظُرُونَ * تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعِيمِ * يسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذَلِكَ فَلْيتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ مسلّماً نيكان در انواع نعمت‏اند: بر تخت‌هاى زيباى بهشتى تكيه كرده و [به زيبايي‌هاى بهشت] مى‏نگرند! در چهره‏هايشان طراوت و نشاط نعمت را مى‏بينى و مى‏شناسى! آنها از شراب [طهور] زلال دست‏نخورده و سربسته‏اى سيراب مى‏شوند! مُهرى كه بر آن نهاده شده از مشك است و در اين نعمت‌هاى بهشتى راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند!» (سوره‌ي مطففين، آيات ۲۲ تا ۲۶)
نكته: از نظر استاد ايشان، اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «وَ فِي ذَلِكَ فَلْيتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ و در آن [نعمت‌هاى بهشتى] راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند!» ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما اين جور بار آمده‌ايم!
يا مي‌فرمايد: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * لِمِثْلِ هَذَا فَلْيعْمَلِ الْعَامِلُونَ؛ راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است. كوشندگان براى چنين [پاداشى] بايد بكوشند» (سوره‌ي صافات، آيات ۶۰ و ۶۱)
نكته: از نظر استاد ايشان، اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «لِمِثْلِ هَذَا فَلْيعْمَلِ الْعَامِلُونَ؛ كوشندگان براى چنين [پاداشى] بايد بكوشند» ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما اين جور بار آمده‌ايم!
يا مي‌فرمايد: «سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللهِ يؤْتِيهِ مَن يشَاءُ وَ اللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم؛ [براى رسيدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‏اند، بر يكديگر سبقت جوييد. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‏دهد، و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است‏‏» (سوره‌ي حديد، آيه‌ي ۲۱)
نكته: از نظر استاد ايشان، اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ؛ [براى رسيدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است‏‏» ما را بيچاره كرده است!
يا در ضمن موعظه‌هاي خداي تعالي به حضرت عيسي (عليه‌السلام) آمده است: «يا ابْنَ مَرْيمَ لَوْ رَأَتْ عَينُكَ مَا أَعْدَدْتُ لِأَوْلِيائِي الصَّالِحِينَ ذَابَ قَلْبُكَ وَ زَهَقَتْ نَفْسُكَ شَوْقاً إِلَيهِ. فَلَيسَ كَدَارِ الْآخِرَهِ دَارٌ. تَجَاوَرَ فِيهَا الطَّيبُونَ وَ يدْخُلُ عَلَيهِمْ فِيهَا الْمَلَائِكهُ الْمُقَرَّبُونَ وَ هُمْ مِمَّا يأْتِي يوْمَ الْقِيامَهِ مِنْ أَهْوَالِهَا آمِنُونَ. دَارٌ لَا يتَغَيرُ فِيهَا النَّعِيمُ وَ لَا يزُولُ عَنْ أَهْلِهَا. يا ابْنَ مَرْيمَ نَافِسْ فِيهَا مَعَ الْمُتَنَافِسِينَ فَإِنَّهَا أُمْنِيهُ الْمُتَمَنِّينَ، حَسَنَهُ الْمَنْظَرِ. طُوبَى لَكَ يا ابْنَ مَرْيمَ إِنْ كُنْتَ لَهَا مِنَ الْعَامِلِينَ مَعَ آبَائِكَ آدَمَ وَ إِبْرَاهِيمَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَعِيمٍ لَا تَبْغِي بِهَا بَدَلًا وَ لَا تَحْوِيلًا. كَذَلِكَ أَفْعَلُ بِالْمُتَّقِين‏؛ اي پسر مريم اگر چشمت مي‌ديد آنچه براي دوستان نيكوكارم آماده كرده‌ام، دلت آب مي‌شد و جانت از شوق رسيدن به آن، بر مي‌آمد. مانند سراي آخرت،‌ سرايي نيست. در آن، پاكان، همسايه‌ي هم مي‌شوند. فرشتگان مقرَّب بر آنان داخل مي‌شوند. ايشان از ترس‌هاي روز قيامت، امان‌يافته‌اند. سرايي است كه نعمت‌هايش تغيير نمي‌كند و از ساكنانش زايل نمي‌گردد. اي پسر مريم، همراه آنان كه براي آن [نعمت‌ها] تلاش مي‌كنند، تلاش كن كه آن [نعمت‌هاي بهشت] آرزوي آرزومندان است. نيكو چشم‌انداز است. خوشا به حالت اي پسر مريم اگر براي [رسيدن به] آن از عمل‌كنندگان باشي همراه پدرانت آدم و ابراهيم (عليهماالسلام) در باغ‌ها و نعمت‌هايي كه جايگزيني برايش و جابجا شدني از آن نمي‌طلبي. [آري] اينگونه با پرهيزكاران [رفتار] مي‌كنم» (كافي، محدث كليني، جلد ۸، صفحه‌ي ۱۳۶)
نكته: از نظر استاد ايشان، اين كه خداي تعالي مي‌فرمايد: «يا ابْنَ مَرْيمَ نَافِسْ فِيهَا مَعَ الْمُتَنَافِسِينَ؛ اي پسر مريم، همراه آنان كه براي آن [نعمت‌ها] تلاش مي‌كنند، تلاش كن» ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما [و حضرت عيسي (عليه‌السلام)] اين جور بار آمده‌ايم!
يا اين كه مولانا امير المؤمنين (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: «اِعْمَلُوا لِلْجَنَّهِ عَمَلَهَا؛ براي رسيدن به بهشت، كارهاي درخور آن انجام دهيد» (نهج‏البلاغه، صبحي صالح، خطبه‌ي ۱۳۲)
نكته: از نظر استاد ايشان، همين حرف‌هاي امير المؤمنين (عليه‌السلام) است كه ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما اين جور بار آمده‌ايم!
يا اين كه در وصيت به امام حسن و امام حسين (عليهما‌السلام) مي‌فرمايند: «أُوصِيكمَا بِتَقْوَى اللهِ … وَ اعْمَلَا لِلْأَجْر؛ توصيه مي‌كنم شما را به پرهيزكاري و اين كه براي رسيدن به پاداش، عمل كنيد» (نهج‏البلاغه، صبحي صالح، خطبه‌ي ۴۷)
نكته: از نظر استاد ايشان، باز هم همين حرف‌هاي امير المؤمنين (عليه‌السلام) است كه ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما [و امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام)] اين جور بار آمده‌ايم!
يا در روايتي از امام صادق (عليه‌السلام) آمده است: «إِنَّ عَلِي بْنَ الْحُسَينِ (عليهما‌السلام) اسْتَقْبَلَهُ مَوْلًى لَهُ فِي لَيلَهٍ بَارِدَهٍ وَ عَلَيهِ جُبَّهُ خَزٍّ وَ مِطْرَفُ خَزٍّ وَ عِمَامَهُ خَزٍّ وَ هُوَ مُتَغَلِّفٌ بِالْغَالِيهِ، فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاك فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَهِ عَلَى هَذِهِ الْهَيئَهِ إِلَى أَينَ؟ فَقَالَ: إِلَى مَسْجِدِ جَدِّي رَسُولِ اللهِ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) أَخْطُبُ الْحُورَ الْعِينَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ يكي از ياران علي بن الحسين (عليهماالسلام) در شبي سرد، آن حضرت را ديد كه لباس و عمامه‌اي از خز در بر داشتند و عطرزده بودند. پس عرض كرد: فدايتان شوم، در چنين ساعتي و چنين آراسته به كجا مي‌رويد؟ فرمودند: به مسجد پدربزرگم رسول خدا مي‌روم تا حور العين را از خداي تعالي خواستگاري نمايم» (كافي، محدث كليني، جلد ۶، صفحه‌ي ۵۱۶)
نكته: از نظر استاد ايشان، همين انگيزه‌هاي امام سجاد (عليه‌السلام) كه از انجام اعمال صالح خود، به دنبال خواستگاري از حورالعين هستند، ما را بيچاره كرده است! اين بد شده كه ما [و امام سجاد (عليه‌السلام)] اين جور بار آمده‌ايم!

 

منبع : http://waghefemahal.blogfa.com/post/2


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۲۶:۴۳ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۲۵:۰۳ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

توصيه‌‌هاي كلي آيت الله وحيد خراساني جهت پيشرفت در معنويات + نقد

سؤال ۱. براي اين‌كه در معنويات پيشرفت نمائيم چه توصيه‌هايي مي‌نماييد؟
جواب: معظّم‌له (دامت بركاته) به جهت رشد در معنويات و تقرّب به سوي خداي تعالي بر امور زير تأكيد مي‌فرمايند:
۱ ـ نمازهاي واجب خود را اول وقت بخوانيد.
۲ ـ بعد از نماز صبح دعاي عهد بخوانيد.
۳ ـ در شبانه‌روز لااقل يك‌مرتبه سوره‌ي يس را خوانده و به حضرت زهراء (س) هديه نماييد.
۴ ـ هرچه مي‌توانيد قرآن بخوانيد و به حضرت حجّت (ع) هديه نماييد.

**********

سؤال ۲. براي آشنايي با مسائل اخلاقي، مطالعه‌ي چه كتابي را توصيه مي‌فرماييد؟
جواب: يكي از كتاب‌هاي مفيد براي عموم، كتاب تحف العقول مي‌باشد كه مشتمل بر روايات نفيس اخلاقي است و همچنين باب عشرت از كتاب بحارالانوار و باب جهاد نفس از كتاب وسائل الشيعه مطالعه گرديده و مورد عمل قرار گيرد و اهل علم مي‌توانند از روايات كتاب شريف اصول كافي استفاده كنند.
(http://old.wahidkhorasani.com/web/index.php?option=com_content&view=article&id=6198&Itemid=641&lang=fa)

**********

نقد و بررسي:
چنان كه مشاهده مي‌شود، شخصيت باعظمتي مانند آيت الله وحيد خراساني (حفظه الله) نيز مانند ساير علما و فقها، برنامه‌ي تربيتي‌اي ارائه نداده‌اند و در هنگام روبرو شدن با درخواست برنامه از سوي مشتاقان رسيدن به كمال و سعادت، دست تهي خويش را پيش آورده و با چند توصيه‌‌ي كلي، جواب مي‌دهند.
نقص شديد توصيه‌هاي معظم‌له، در حدي است كه نقد آن را سخت كرده است. در اين توصيه‌ها، به اصلاح اعتقادات، انجام واجبات، ترك محرمات، حلال كردن درآمد و لقمه و امور بسيار مهمي مانند اينها،‌ اشاره‌اي نشده است.
اگر مي‌شد با خواندن سوره‌ي ياسين و دعاي عهد به پيشرفت معنوي، يعني كمال و سعادت رسيد،‌ چه نيازي به اينهمه دستورات ريز و درشت در اصلاح ظاهر و باطن خويش و جامعه بود؟!
اما اين نقيصه، با ارائه‌ي برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» جبران گرديد و اينك، هر كس كه مشتاق رسيدن به كمال و سعادت باشد، مي‌تواند با خيالي راحت و وجداني آرام، قدم در اين راه روشن گذاشته و اميدوار به رسيدن به درجات عاليه‌ي كمال و سعادت دنيوي و اخروي باشد. ان شاء الله


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، سؤال ۱. براي اين‌كه در معنويات پيشرفت نمائيم چه توصيه‌هايي مي‌نماييد؟ جواب: معظّم‌له (دامت بركاته) به جهت رشد در معنويات و تقرّب به سوي خداي تعالي بر امور زير تأكيد مي‌فرمايند: ۱ ـ نمازهاي واجب خود را اول وقت بخوانيد. ۲ ـ بعد از نماز صبح دعاي عهد بخوانيد. ۳ ـ در شبانه‌روز لااقل يك‌مرتبه سوره‌ي يس را خوانده و به حضرت زهراء (س) هديه نماييد. ۴ ـ هرچه مي‌توانيد قرآن بخوانيد و به حضرت حجّت (ع) هديه نماييد. ********** سؤال ۲. براي آشنايي با مسائل اخلاقي، مطالعه‌ي چه كتابي را توصيه مي‌فرماييد؟ جواب: يكي از كتاب‌هاي مفيد براي عموم، كتاب تحف العقول مي‌باشد كه مشتمل بر روايات نفيس اخلاقي است و همچنين باب عشرت از كتاب بحارالانوار و باب جهاد نفس از كتاب وسائل الشيعه مطالعه گرديده و مورد عمل قرار گيرد و اهل علم مي‌توانند از روايات كتاب شريف اصول كافي استفاده كنند. (http://old.wahidkhorasani.com/web/index.php?option=com، content&view=article&id=6198&Itemid=641&lang=fa) ********** نقد و بررسي: چنان كه مشاهده مي‌شود، شخصيت باعظمتي مانند آيت الله وحيد خراساني (حفظه الله) نيز مانند ساير علما و فقها، برنامه‌ي تربيتي‌اي ارائه نداده‌اند و در هنگام روبرو شدن با درخواست برنامه از سوي مشتاقان رسيدن به كمال و سعادت، دست تهي خويش را پيش آورده و با چند توصيه‌‌ي كلي، جواب مي‌دهند. نقص شديد توصيه‌هاي معظم‌له، در حدي است كه نقد آن را سخت كرده است. در اين توصيه‌ها، به اصلاح اعتقادات، انجام واجبات، ترك محرمات، حلال كردن درآمد و لقمه و امور بسيار مهمي مانند اينها،‌ اشاره‌اي نشده است. اگر مي‌شد با خواندن سوره‌ي ياسين و دعاي عهد به پيشرفت معنوي، يعني كمال و سعادت رسيد،‌ چه نيازي به اينهمه دستورات ريز و درشت در اصلاح ظاهر و باطن خويش و جامعه بود؟! اما اين نقيصه، با ارائه‌ي برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان» جبران گرديد و اينك، هر كس كه مشتاق رسيدن به كمال و سعادت باشد، مي‌تواند با خيالي راحت و وجداني آرام، قدم در اين راه روشن گذاشته و اميدوار به رسيدن به درجات عاليه‌ي كمال و سعادت دنيوي و اخروي باشد. ان شاء الله،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۸:۱۹ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

چاره‌ي توبه شكستن چيست؟

سؤال:
يك نفر گناهي را انجام مي‌دهد و از آن پشيمان مي‌شود و توبه مي‌كند ولي دوباره كه در آن شرايط قرار مي‌گيرد دوباره مرتكب اين گناه مي‌شود بايد چكار كند؟

جواب:
از صفات مردان خدا اين است كه در مقابل گناه، مقاوم مي‌شوند يعني اگر بارها در فضاي آلوده قرار بگيرند، آلوده نمي‌شوند. براي رسيدن به اين مرحله بايد تمرين كرد. يعني با فراهم شدن شرايط گناه، مقاومت كند تا آنجا كه بي‌اختيار گردد، و از روي ناتواني آلوده شود. اين مقاومت را آنقدر ادامه بدهد كه ديگر توانايي لازم براي پاك ماندن را كسب نمايد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۷:۵۷ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

چرا زنان، بايد حدود يك چهارم از عمرشان را محروم از نماز باشند؟

سؤال:
چرا زنان، بايد حدود يك چهارم از عمرشان، به دليل عادت ماهيانه، محروم از نماز باشند؟
جواب:
اصل اقامه‌ي نماز براي ياد خداست كه فرمود: «أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِكري» (سوره‌ي طه، آيه‌ي ۱۴) و در ايام حيض و نفاس، فقط نماز خواندن با حركات خاصش يعني شروع شدن با تكبيره الاحرام و سوره‌ي حمد و ركوع و سجده و … ممنوع است ولي دستور فرموده‌اند كه بانوان محترمه در اين ايام، وضو گرفته و چادر نماز بپوشند و بر سر سجاده بنشينند و ذكر بگويند. ذكر شريف صلوات، ذكر شريف تسبيحات اربعه، ذكر شريف تسبيح حضرت صديقه‌ي طاهره (سلام الله عليها)، تلاوت قرآن (غير از چهار سوره)، دعا كردن درباره‌ي خود و ديگران و ذكر شريف استغفار و … مانعي ندارد. ولي مع الاسف بانوان محترمه در ايام حيض و نفاس، حتي خود را از بيدار بودن در سحر و بين الطلوعين محروم مي‌كنند و در آن روزها، بكلي از وقت نماز و قبله و سجاده و ذكر و توجه به درگاه باري تعالي غفلت مي‌نمايند. پس محروميتشان از ناحيه‌ي خداي متعال نيست بلكه از ناحيه‌ي تنبلي و بي‌توجهي خودشان است. هر خانمي كه به اين دستور عمل كند و در روزهاي حيض و نفاس، به ذكر و تلاوت بپردازد، خواهد فهميد كه هيچ گونه محروميتي از ياد خداي متعال و حضور بر بارگاه قدس الهي ندارد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۷:۳۰ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

چرا نبايد هديه‌ي غير مسلمان را قبول كنيم؟

سؤال:
چرا نبايد هديه‌ي غير مسلمان را قبول كنيم؟
متن: شايد قبول كردن هديه‌ي غير مسلمان، راهي براي ارتباط و زمينه‌اي براي ارشاد و مسلمان شدن او باشد. البته به شرطي كه قبول كنيم و بر اساس آيه‌ي قرآن كريم، به بهتر از آن، پاسخ دهيم؟
جواب: هديه بيش از اين كه هديه‌دهنده را اسير هديه‌گيرنده كند،‌ هديه‌گيرنده را اسير هديه‌دهنده مي‌كند و گرفتار منّت او مي‌نمايد. به همين دليل نخواسته‌اند، شيعه‌ي اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) زير بار منّت كسي باشد. ولي اگر قبول هديه، بركاتي مانند مسلمان شدن طرف يا حتي جلوگيري از اذيت‌رساني او به مسلمانان داشته باشد، قطعاً قبول چنين هديه‌اي ارجح است.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۶:۵۴ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

چگونگي دريافت برنامه‌ي منهاج فردوسيان از امام عصر (ارواحنا فداه)

سؤال: حاج فردوسي ادعا كرده كه برنامه‌ي منهاج فردوسيان را از امام عصر (ارواحنا فداه) گرفته است، زمان،‌ مكان و كيفيت اين دريافت را بيان كنيد‌. /
جواب: از ديدگاه شيعه، تمام افاضات و عنايات عالم هستي به واسطه‌ي رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) به امام هر زمان و از امام هر زمان به مردم آن زمان ‌مي‌رسد و در قوس صعود نيز اعمال بندگان به محضر امام هر زمان مي‌رسد و از امام هر زمان به رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و از ايشان به محضر مقدس باري تعالي‌.
با اين حساب، اگر عنايات حق متعال را منسوب به خدا كنيم، با ساير اديان ابراهيمي مانند يهوديان و مسيحيان مشترك خواهيم بود؛ اگر عنايات و نعمت‌هاي خداي متعال را از سوي خداي تعالي و به واسطه‌ي رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بدانيم، با اهل سنت و جماعت مشترك خواهيم بود؛ ولي اگر آن را از عنايات خداي تعالي به واسطه‌ي رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و به دست با بركتِ حضرت ولي الله الاعظم (ارواحنا فداه) بدانيم، منحصر به ديدگاه اصيل شيعه خواهد بود‌.
اين كه در برخي نوشته‌ها يا گفته‌هايم آمده است كه اين منهاج فردوسيان از عنايات مولايمان حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) است نه به اين معني است كه در زمان يا مكان خاصي با ايشان ملاقات داشته و طي يك يا چند تشرف به محضر باهر النور آن حضرت، اين قواعد و قوانين را دريافت كرده است؛ بلكه به اين معني است كه افاضه‌ي آن بر قلب و ذهنش از عنايات خداي تعالي به واسطه‌ي رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و جانشين برحقشان حضرت ولي الله الحجه (ارواحنا فداه) است‌. بارها و به صراحت، هرگونه تشرف به محضر آن عزيزِ عالم هستي را براي خودم انكار كرده‌ام، هر چند هر صبح و شام در چنين آرزويي به سر مي‌بردم.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۶:۳۰ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

انحرافات فكري و عملي اصحاب منهاج فردوسيان

سؤال: انحرافات فكري و عملي اصحاب منهاج فردوسيان را به پاي چه كسي حساب كنيم؟ /
طرح سؤال: گاهي اوقات، برخي انحرافات فكري و عملي از برخي افراد مشاهده مي‌شود، در حالي كه خود را منهاجي معرفي مي‌كنند. اين انحرافات و بدرفتاري‌ها، چه توجيهي دارد و آيا مي‌توان به حساب منهاج فردوسيان گذاشت؟

**********

جواب: براي اشكالات فكري و عملي اين افراد، چند احتمال داده مي‌شود كه برخي از آنان به شرح زير است:
دسته‌ي اول: شايد منهاج فردوسيان را شروع كرده‌اند ولي هنوز به مرحله‌ي استقرار نرسيده‌اند، پس برخي انحرافات فكري يا مفاسد اخلاقي، بر اثر غلبه‌ي غريزه، پيش آمده باشد.
دسته‌ي دوم: شايد ايمانشان عاريه است و همين، موجب شده ولو ساليان درازي در مسير منهاج فردوسيان باشند، ولي در نهايت، همچون مار كه پوست مي‌اندازد، از ايمان خارج شده و با تكيه بر سابقه‌ي منهاجي خود، دست به اقدامات فسادانگيز بزنند.
دسته‌ي سوم: شايد برنامه‌اي از قبل طراحي شده در كار باشد كه بخواهند افرادي را به عنوان منهاجي، معرفي كرده و سپس با برگشت دادن آنان به دامن فساد و بي‌تقوايي، چهره‌ي زيباي اصحاب منهاج فردوسيان را مخدوش ساخته و مشوّه جلوه دهند.
در هر حال، نبايد انحرافات اخلاقي و عملي منسوبين به دين و مكتب خاصي را به پاي آموزه‌هاي آن مكتب گذاشت، بخصوص اگر مانند منهاج فردوسيان، نورٌ علي نور بوده و سراسر، هدايت و رشد باشد.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۶:۰۷ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

نقاط اشتراك و افتراق «منهاج فردوسيان» با «مكتب تفكيك»

«منهاج فردوسيان» چه نقاط اشتراك و افتراقي با «مكتب تفكيك» دارد؟ /
جواب: «مكتب تفكيك» كه «مكتب مشهد»، «مكتب خراسان» و «مكتب معارف» نيز خوانده ‌مي‌شود، مكتبي در علوم مذهبي شيعي است كه پيروانش بر تفكيك آموزه‌هاي فلسفي، از روش‌هاي دين‌شناسي تأكيد دارند. اين مكتب با آموزه‌هاي ميرزا مهدي اصفهاني در مشهد شكل گرفت.
بينانگذاران اين مكتب بر اين باورند كه مي‌بايست ميان روش‌هاي مختلف دسترسي به حقايق، جدايي انداخت. در حقيقت قائل به تفكيك روش‌هاي مختلف معرفت شناختي و ارائه‌ي معارف ناب و سره‌ي قرآني هستند. آنان به شدت به روش معرفتي ملاصدراي شيرازي مي‌تازند و روش او را موجب خلط روشي شناخت مي‌دانند.
«تفكيك در لغت به معناي (جدا سازي) است (چيزي را ازچيزي جدا كردن) و ناب سازي چيزي و خالص كردن آن و «مكتب تفكيك»، مكتب جداسازي سه راه و روش معرفت و سه مكتب شناختي است در تاريخ شناخت‌ها و تأمّلات و تفكرات انساني، يعني راه و روش قرآن، راه و روش فلسفه و راه و روش عرفان. و‍‍ هدف اين مكتب، ناب‌سازي و خالص‌ماني شناخت‌هاي قرآني و سره‌فهمي شناخت‌ها و معارف اسلامي است، به دور از تأويل و مزج، با افكار و نحله‌ها و بركنار از تفسير به رأي و تطبيق …»۱
مكتب تفكيك معتقد است تنها راه شناخت حقيقي، راه وحي است؛ زيرا وحي، سخن آخر را در باب معارف مي‌زند، امّا راه عقل (فلسفه) و راه كشف (عرفان) چون با تفكرات بشري مخلوط شده، راه به سر منزل مقصود نمي‌برند. نتيجه‌اي كه تفكيكي‌ها مي‌گيرند اين است كه: اين سه محتوا منطبق نيستند و اين‌هماني ندارند؛ پس بايد از هم جدا گردند و مرزبندي شوند.
برخي مروّجين تفكيك ادّعا دارند‌ كه‌ «مكتب‌ تفكيك‌» مساوي‌ و معادل‌ با «اسلام»‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب،‌ آنچه‌ با «مكتب‌ تفكيك‌» مطابق‌ نباشد، با اسلام‌ نيز منطبق‌ نخواهد بود! عين‌ عبارت‌ او در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌: «… بدين‌گونه‌ واقعيت‌ جريان‌ تفكيك،‌ امري‌ است‌ مساوي‌ با خود اسلام‌ و ظهور آن‌ يعني‌ قرآن‌ و حديث‌ و سنّت‌، معارف‌ قرآن‌ و تعاليم‌ اهل‌ بيت‌ (عليهم‌االسلام) و خلاصه‌، هر چه‌ از ثقلين‌ استفاده‌ شود، بدون‌ هيچ‌گونه‌ اقتباس‌ از كسي‌ و مكتبي‌ و بدون‌ هيچ‌گونه‌ نيازي‌ به‌ انديشه‌ها و نحله‌اي‌، همين‌ و لاغير. و اين‌ مقتضاي‌ شناخت‌ اخلاقي‌ و قرآني‌ مستقل‌ است‌ كه‌ به‌ سائقه‌ي‌ فطرت‌ و بر شالوده‌ي‌ گردش‌هاي‌ ايماني‌ در گروندگان‌ وجود دارد»۲
جريان‌هاي فكري در ميان مذاهب اسلامي، به دو گروه عمده تقسيم مي‌شوند: يكي گروه‌هاي تعقل‌گرا چون معتزله و فيلسوفان مسلمان. دوم گروه‌هاي نقل‌گرا چون اشاعره و اهل حديث. اگرچه خاستگاه اين تقسيم‌بندي در ميان اهل سنت بوده است، اما اگر دقيق بنگريم چنين تقسيم‌بندي‌اي را در مذهب تشيع نيز مي‌توان ديد. در تشيع، گروهي از متكلمان و فقيهان، اخباري‌ها و تفكيكيان را مي‌توان «نقل‌گرا» يا «عقل‌ستيز» ناميد.
شكي نيست كه هر يك از اين جريان‌ها، نقاط افتراق زيادي با هم دارند، اما اصل بنيادين و مشتركي كه همه‌ي جريان‌هاي عقل‌ستيز در آن متحدند، عدم استفاده از روش عقلي در تفسير و فهم كلام وحي است. حكيمان و معتزله در تلاش بودند سخن خداوند را در پرتو اصول عقلي بفهمند و همين مسأله، سبب شد كه مباحثي از فلسفه‌ي افلاطون و ارسطو و فلسفه‌ي نوافلاطوني را وام بگيرند تا بتوانند منظومه‌اي از مفاهيم بسازند كه توجيه‌گر اعتقادات ديني باشد، اما اهل حديث و اين طيف از جريان‌هاي فكري در همان فضايي زندگي مي‌كردند كه در عصر نزول وحي حاكم بود. مسلمانان در اين فضا با نوعي استماع و تسليم، بدون تجزيه و تحليل مفاهيم و گزاره‌هاي آمده در كلام وحي، آنچه را از وحي مي‌شنيدند، مي‌پذيرفتند. اين حالت جذب و انجذاب در عصر استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) طبيعي محسوب مي‌شد. شخصيت الهي ايشان، تأثير ژرفي در نفوس مخاطبان داشت كه هرگونه ابهام و اجمال را حل و فصل مي‌كرد. اين گروه فكري مي‌كوشيدند اين حالت را به عنوان نوعي روش فهم و تفسير كلام وحي رسميت بخشند و ظهور فهمي از دين را اعلام كنند كه در قالب تعبد به ظواهر الفاظ كتاب و سنت ظاهر شد.
بر اين اساس، اهل تفكيك، برخي مفاهيم فلسفي در فلسفه‌ي افلاطون را، كه استعداد تفسير ديني دارد و از طريق شيخ اشراق، صورت و سيماي ديني يافته بود، به استخدام درآوردند تا بتوانند يك نظريه‌ي معرفتي درون ديني را تدوين كنند. به عبارت ديگر، اهل تفكيك به انگيزه‌ي اثبات ناتواني عقل فلسفي در قلمرو تفكر ديني، به راهي كشانده شده‌اند كه مي‌توان آن را صورت ديگري از فلسفه‌ورزي دانست، بدين معني كه سخن اين جريان فكري، رد يا قبول يك نوع فلسفه است در قبال فلسفه‌هاي ديگر، نه اين كه سخن از نظام معرفتي ديني در برابر نظام‌هاي معرفتي بشري باشد. اين ابهام‌انديشي و اجمال‌گويي و نصيحت‌گرايي به جاي ارائه‌ي برهان و نظام معرفتي كارآمد، نه مشكلي از مشكلات معرفتي را حل مي‌كند و نه به معني دفاع از يك مكتب فكري است.
پس از مطالعه‌ي مفصل در آثار تفكيكي، اصول چند را يافتيم كه صاحبان مكتب تفكيك، روش خود را مبتني بر آن مي‌دانند. اين اصول، به شرح زير هستند:
۱ ـ معتقدند: معرفت ذات مقدس متعال و توحيد او فطري بوده و مرجع اين معرفت، تصوري و توهمي نيست، بلكه معرفت حقيقي است و فعل ذات مقدس باري است كه همان معرفه الحق بالحق است.
۲ ـ معرفت ذات به ذات را معرفت واقعي و حقيقي مي‌دانند؛ زيرا در معرفت حقيقت نوريه، هيچ گونه خفائي نيست، بلكه ازاله‌ي اوهام و ظهور ذات به نفس ذات است.
۳ ـ براي خداوند متعال علم بلا معلوم قائلند؛ زيرا حقيقت علم، هيچ‌گونه نيازي به تحقق معلوم و اضافه و امثال آنها ندارد، بلكه چون ذات مقدس، بذاته موجود است و بذاته عالم است، علم او نيازمند عنوان و حيثيت خارج نيست.
۴ ـ معتقدند: از آنجا كه علم حق، هيچ گونه تعين و تقيدي به معلومات ندارد، اثبات بداء حقيقي و تغيير در معلومات، سبب تغيير علم نخواهد شد؛ لذا براي ظواهر كتاب و سنت، هيچ گونه راه تأويل وجود ندارد، بلكه ظاهر آن مطابق برهان قطعي است و تأويل «بداء» بر «ابداء» را ديدگاهي سست مي‌دانند، به خلاف آن كه علم، مقيد به معلوم باشد؛ زيرا در اين صورت، تغيير معلوم، مستلزم تغيير علم خواهد شد.
۵ ـ «عالم ذر» را مطابق نصوص متواتره از عترت طاهره و ظواهر كتاب، ثابت مي‌دانند و تمامي تشكيكات و توهمات و تأويلات در آيات و اخبار آن را باطل مي‌شمارند.
۶ ـ معتقدند به معرفت نفس و عدم تجرد آن به معناي اصطلاحي؛ زيرا برهان‌هايي كه در اين باره اقامه شده است، خالي از مناقشه نيست، بلكه ظواهر آيات و اخبار، اين است كه آدمي، تشكيل‌يافته از روح و بدن است. روح، حامل و واجد نوري است كه در خارج از ذات مي‌باشد و روح، اين نور را به اذن خداي تعالي واجد ‌مي‌شود و گاهي فاقد آن مي‌گردد و منشأ اشتباهِ قول به تجرد، همين نوري است كه آن را مي‌يابد و خارج از حقيقت انسان است كه توهّم به خود روح شده است.
۷ ـ معتقدند به حدوث عالم، به معني محال بودن ازليت ماسواي ذات مقدس حق تعالي، و تفرّد و توحّد ذات به ازليت.
۸ ـ قاعده‌ي «الواحد لايصدر عنه الّا الواحد» را باطل مي‌شمارند.
۹ ـ ديدگاهي كه به ماهيت اصطلاحي و اصالت وجود باور دارد را نادرست مي‌شمارند و معتقدند كه اين ديدگاه، با معارف قرآن و عترت، پيوندي ندارد.
۱۰ ـ معتقدند به معاد جسماني به معناي جسم مادّي و اين كه بهشت و جهنم مادّي، حقيقت دارد و فعلاً مخلوق و موجود و جزء عوالم آخرت است. و تقبيح تأويلات وارده در تطبيق معاد و جهنم و بهشت به مُثُل منفصله و مجرد از ماده كه به انشاء نفس در صُقع مناسب آن موجود ‌مي‌شود.۳
۱۱ـ در نظر اصحاب‌ تفكيك‌، الفاظ‌ و كلمات،‌ بر موجودات‌ خارجي‌ وضع‌ شده‌ و دلالت‌ آنها نيز محدود و منحصر است‌ به‌ آنچه‌ در جهان‌ عيني‌ محسوس،‌ تحقق‌ دارد.
۱۲ـ معتقدند: علم‌ بر معلوم‌ و عقل‌ بر معقول‌ تقدّم‌ دارد. اين‌ علم‌ و عقلي‌ كه‌ بر هر معلوم‌ و معقول‌ تقدّم‌ دارد، فطري‌ و ذاتي‌ است‌ و نه‌ تنها همه‌ي‌ معلومات‌ و معقولات‌ انسان‌ را روشن‌ مي‌سازد، بلكه‌ حتي‌ تصوّرات‌ و تصديقات‌ و آنچه‌ صور ادراكي‌ ناميده‌ ‌مي‌شود نيز در پرتو اين‌ علم‌ يا عقل‌ روشن‌ و آشكار ‌مي‌شود.
۱۳ـ تفكيكيان بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ عقل‌، نوري‌ است‌ مجرد و پاك‌ و معصوم‌ از خطا كه‌ خداوند آن‌ را بر نفوس‌ انسان‌ها افاضه‌ كرده‌ است‌. اين‌ عقل،‌ ملاك‌ حجيت‌ هرگونه‌ حجت‌ بوده‌ و اساس‌ تفكيك‌ و ثواب‌ و عقاب‌ نيز به‌ شمار مي‌آيد. عين‌ عبارت‌ يكي‌ از اصحاب‌ تفكيك‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌: «العقل‌ في‌ الكتاب‌ و السنّه‌ هو النور الصريح‌ الذي‌ افاضه‌ الله‌ سبحانه‌ علي‌ الارواح‌ الانسانيه‌ و هو الظاهر بذاته‌، المُظهِر لغيره‌ و هو حجه‌ الهيه‌ معصوم‌ بالذات‌ ممتنع‌ خطائه‌ و هو قوام‌ حجه‌ و هو ملاك‌ التكليف‌ و الثواب‌ و العقاب‌ … و به‌ يعرف‌ الحسن‌ من‌ القبح‌ …»۴
در نظر اصحاب‌ تفكيك‌ تفاوت‌ ميان‌ عقل‌ حقيقتي‌ و علم‌ حقيقي‌ به‌ اعتبار متعلق‌ است‌ ولي‌ اگر از متعلق‌ صرف‌ نظر شود، بين‌ آنها تفاوتي‌ نيست‌. عين‌ عبارت‌ برخي‌ از علماي‌ تفكيك‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌: «…الفرق‌ بينهما مع‌ أن‌ كليهما كشف‌ ذاتي‌ مصون‌ و معصوم‌ انما هو بحسب‌ المتعلق‌ فأن‌ العنايه‌ في‌ متعلق‌ العقل‌ كونه‌ عقالاً و رادعاً عن‌ ارتكاب‌ الأمر المرجوح ‌… بخلاف‌ العلم‌ الحقيقي‌ فأنه‌ ليس‌ فيه‌ هذه‌ العنايه‌ …»۵
علماي‌ مكتب‌ تفكيك‌ ضمن‌ اين كه‌ نسبت‌ ميان‌ عالم‌ و معلوم‌ يا عاقل‌ و معقول‌ را از نوع‌ نسبت‌ ميان‌ كاشفيت‌ و مكشوفيت‌ مي‌دانند، روي‌ اين‌ نكته‌ نيز اصرار مي‌ورزند كه‌ عالم‌ يا عاقل‌، ظاهر بالذات‌ است‌ و معلوم‌ يا معقول‌، تاريك‌ و مُظلم‌ بالذات‌ به‌ شمار مي‌آيد و بر همين‌ اساس،‌ چنين‌ مي‌انديشند كه‌ علم‌ و عقل‌ از حوزه‌ي‌ روح‌ آدمي‌ خارج‌ بوده‌ و نفس‌ انسان‌، مصداق‌ يك‌ موجود مُظلم‌ بالذات‌ و تاريك،‌ شناخته‌ ‌مي‌شود.
۱۴ـ غالب‌ علماي‌ مكتب‌ تفكيك‌، به‌ تاريك‌ بودن‌ نفس‌ انساني‌ فتوا داده‌اند و آن‌ را يك‌ موجود‌ تاريك‌ و تيره‌ي‌ بالذات‌ مي‌شناسند. ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌ در كتاب‌ «ابواب‌ الهدي‌» چنين‌ مي‌نويسد: «… هي‌ شيء‌ بالغير مظلم‌ الذات‌، حادث‌ باق‌ و هي‌ فاقده‌ بذاتها لذاتها نظير الظل‌ من‌ حيث‌ انّه‌ شيء‌ بالغير فاقد للنور الخارجي‌ فهي‌ من‌ حيث‌ ذاتها ليست‌ عين‌ النور اعني‌ نور الشعور و العقل‌ و العلم‌ و الفهم‌ و الحياه‌ و القدره فلا مشيه‌ لها من‌ حيث‌ ذاتها بل‌ هذه‌ الانوار القدسيه‌ خارجه‌ عن‌ حقيقته ‌…»۶
همان‌ طور‌ كه‌ در اين‌ عبارت‌ مشاهده‌ ‌مي‌شود، در نظر ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، نفس‌ انساني‌ در حدّ ذات‌ خود، تاريك‌ و ظلماني‌ است‌ و مانند يك‌ سايه‌، پيوسته‌ وابسته‌ به‌ غير است‌ و بالذات‌ فاقد خويشتن‌ خويش‌ به‌ شمار مي‌آيد. اين‌ مسئله‌ نيز مسلّم‌ است‌ كه‌ اگر چيزي‌ هويت‌ نداشته‌ باشد، از هر گونه‌ شعور و عقل‌ و فهم‌ و اراده‌ نيز بي‌بهره‌ خواهد بود. اين‌ معني‌ و مضمون‌ در آثار ساير اصحاب‌ تفكيك‌ نيز ديده‌ ‌مي‌شود. به‌ طور نمونه‌ در كتاب‌ توحيد الاماميه‌ چنين‌ آمده‌ است‌: «… و حيث‌ أن‌ الروح‌ كما ثبت‌ في‌ محلّه‌ جسم‌ لطيف‌ مظلم‌ بالذات‌ يملك‌ العلم‌ و العقل‌ و الشعور بالله‌ الذي‌ يملكها …»۷
به عبارت ديگر، همه‌ي‌ انديشمندان‌ اين‌ مكتب،‌ بدون‌ استثناء، تجرّد نفس‌ را منكرند و معتقدند نفس‌، چيزي‌ جز ماده‌ و جسم‌ نيست‌ و برآنند كه‌ مستفاد از اخبار متعدد و منقول‌ از معصومين (عليهم‌السلام)،‌ آن‌ است‌ كه‌ نفس‌ ـ كه‌ از نظر آنها با قلب‌ و روح‌ به‌ يك‌ معناست‌ ـ جسمي‌ است‌ رقيق‌ و داراي‌ مكان‌ و زمان‌ و في‌ نفسه‌ مانند ساير اجسام‌، ظلمت‌ و تاريكي‌ بر آن‌ حكمفرماست‌.۸
نفي‌ تجرد نفس‌ و جسماني‌ دانستن‌ آن‌ به‌ معني‌ آن‌ است‌ كه‌ اوصافي‌ مثل‌ علم‌، ادراك‌، شعور، اختيار و اراده‌ نيز از او سلب‌ گردد. دانشمندان‌ اين‌ مكتب،‌ به‌ صراحت،‌ همه‌ي‌ اين‌ لوازم‌ را پذيرفته‌ و معتقدند كه‌ نفس‌، در‌ حدّ ذاتش‌، ظلماني‌ است‌ و داراي‌ هيچ‌ يك‌ از كمالات‌ فوق‌ الذكر نيست‌.۹
۱۵ـ اصحاب‌ تفكيك‌ هماهنگ‌ با اشاعره،‌ جواهر جهان‌ را بسيط‌ دانسته‌ و تركيب‌ اجسام‌ را از ماده‌ و صورت،‌ به‌ شدت‌ مورد انكار قرار داده‌اند. مؤسس‌ اين‌ مكتب‌ در كتاب‌ «مصباح‌ الهدي‌» اين‌ مسئله‌ را مطرح‌ كرده‌ و آن‌ را مردود شمرده‌ است‌. عين‌ عبارت‌ او در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌:
«… و أن‌ اساس‌ النشأه‌ الأولي‌ و الآخره‌ علي‌ بساطه‌ الجواهر و أنها غير مركبه‌ من‌ الماده‌ و الصوره‌ بل‌ خلق‌ اللّه‌ جل‌ جلاله‌ خلقاً مختلفاً بأغراض‌ و حدود فالماده‌ و الصوره‌ و الجنس‌ و الفصل،‌ موهومه‌ …»۱۰
۱۶ـ بزرگان‌ مكتب‌ تفكيك‌ ادعا دارند كه‌ با تحقيقات‌ جامع‌ و دقيق‌ خود، به‌ حقايق‌ اسلام‌ خالص‌ و ناب‌ دست‌ يافته‌اند؛ ولي‌ وقتي‌ به‌ آثار آنان‌ مراجعه‌ مي‌كنيم،‌ به‌ آساني‌ درمي‌يابيم‌ كه‌ در بسياري‌ موارد، به‌ مواضع‌ متكلمان‌ نزديك‌ شده‌ و سخنان‌ آنها را تكرار كرده‌اند. از باب‌ نمونه‌ مي‌توان‌ به‌ مسئله‌ي‌ «وجود ذهني‌» و تحقيق‌ كلّي‌ اشاره‌ كرد. ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌ «كلّي‌ طبيعي‌» را نيز مورد انكار قرار داده‌ و به‌ صف‌ «اسم‌گرايان»‌ يا به‌ اصطلاح‌ انديشمندان‌ غربي «نوميناليست‌»ها پيوسته‌ است‌. انكار كلي‌ طبيعي‌ نيز سابقه‌ي‌ دراز دارد و غالب‌ متكلمان‌ در زمره‌ي‌ انكاركنندگان‌ آن‌ قرار گرفته‌اند. ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌ با اين كه‌ در كتاب‌ «ابواب‌ الهدي»‌، كلّي‌ را انكار كرده‌، در برخي‌ ديگر از آثار خود، به‌ تحقيق‌ كلّي‌ اعتراف‌ كرده‌ است‌. او احكام‌ الهي‌ را همانند احكام‌ عقلي،‌ كلي‌ دانسته‌ و به‌ دو مرتبه‌ جعل‌ و تحقّق‌ قائل‌ گشته‌ است‌. يعني‌ احكام‌ الهي‌، همان‌گونه‌ كه‌ در مرتبه‌ي‌ جعل‌ و تشريع‌، كلّي‌ شناخته‌ مي‌شوند، در مرتبه‌ي‌ تحقّق‌ نيز كلّي‌ خواهند بود.
۱۷ـ مؤسس‌ مكتب‌ تفكيك‌ در كتاب‌ «ابواب‌ الهدي‌» مسئله‌اي‌ را مطرح‌ كرده‌ كه‌ داراي‌ اهميت‌ بسيار است‌ و بسياري‌ از موضعگيري‌هاي‌ فكري‌ او نيز به‌ همين‌ مسئله‌ ارتباط‌ پيدا مي‌كند. او با استناد به‌ روايتي‌ كه‌ از شيخ‌ مفيد نقل‌ مي‌كند معتقد است‌ آنچه‌ استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) آورده‌اند،‌ از هر جهت‌، جديد و بي‌سابقه‌ است‌ و با هيچ‌ يك‌ از افكار و انديشه‌هاي‌ ديگران‌ شباهت‌ ندارد. عين‌ عبارت‌ او در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌: «… ان‌ ما جاء به‌ الرسول‌ صلي ‌اللّه‌ عليه‌ و آله‌ امر جديد كما صرّح‌ به‌ ما رواه ‌المفيد و هو مخالف‌ للعلوم‌ البشريه‌ …»۱۱
وي در مورد اين‌ مسئله،‌ آن‌‌چنان‌ با اصرار و تأكيد سخن‌ مي‌گويد كه‌ معتقد است‌ الفاظ‌ و كلماتي‌ كه‌ از طريق‌ اسلام‌ به‌ گوش‌ ما مي‌رسد، با الفاظ‌ و كلماتي‌ كه‌ در فرهنگ‌ بشري‌ مطرح‌ ‌مي‌شود، از جهت‌ دلالت‌ بر معني‌ و موضوعٌ له‌ خود، با يكديگر تفاوت‌ دارند!
۱۸ـ ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌ بر روي‌ مسئله‌ي‌ «وجود» نيز تكيه‌ كرده‌ و موضع‌ حكما و فلاسفه‌ را در اين‌ باب‌ مورد انتقاد قرار داده‌ است‌. او بر اين‌ باور است‌ كه‌ اطلاق‌ كلمه‌ي‌ «وجود»، بر خداوند، جايز نيست؛‌ چنان‌ كه‌ كلمه‌ي‌ «عدم‌» نيز چون‌ كذب‌ محض‌ است‌ در مورد حق‌ تبارك‌ و تعالي‌ مصداق‌ ندارد. به‌ اين‌ ترتيب‌ در نظر او خداوند، نه‌ موجود است‌ و نه‌ معدوم‌. در اينجا ممكن‌ است‌ اين‌ اِشكال‌ مطرح‌ گردد كه‌ سلب‌ موجود بودن‌ و معدوم‌ بودن‌، مستلزم‌ ارتفاع‌ نقيضين‌ خواهد بود و ارتفاع‌ نقيضين‌ از امور ممتنع‌ شناخته‌ شده‌ است‌. ميرزا مهدي‌ به‌ اين‌ اِشكال‌ توجه‌ داشته‌ و به‌ آن‌ پاسخ‌ داده‌ است‌. او در مقام‌ پاسخ‌ به‌ اين‌ اِشكال‌ مي‌گويد: خداوند، مالك‌ و خالق‌ وجود است‌ و بنا بر اين‌ در رتبه‌ي‌ وجود قرار نگرفته‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ سلبِ «‌موجود بودن»‌ و «معدوم‌ بودن‌» از خداوند، مستلزم‌ «ارتفاع‌ نقيضين‌» نيست‌؛ زيرا از شرايط‌ مسلّم‌ ارتفاع‌ نقيضين‌، اتحاد در رتبه‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و خداوند از مرتبه‌ي‌ وجود، بالاتر است‌. بخشي‌ از عبارت‌ وي‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌: «… فهو جلّ شأنه‌ ليس‌ بالوجود و لا بالعدم‌ بل‌ هو ربّ الوجود …»۱۲
۱۹ـ اساس اختلاف ميان فيلسوفان و عرفا با اهل تفكيك، در مفهوم عقل و علم است. ديگر اختلاف نظرها، به نوعي به اين مسأله بازگشت دارند. فلاسفه در مبحث علم النفس، عقل را قوه‌اي از قواي نفس مي‌دانند كه از چهار مرتبه تشكيل ‌مي‌شود؛ عقل هيولايي، عقل بالعقل، عقل بالمستفاد و عقل بالملكه. علمي كه توسط اين قوه‌ي مدركه به دست مي‌آيد به صورت تصور و تصديق است. اهل تفكيك اين تفكر را، كه مبتني بر نظريه‌ي معرفتي ارسطوست، «شيطنت و گمراهي» مي‌دانند و مدعي هستند نظام معرفتي‌اي كه در صدد طرح آن هستند، يعني مكتب تفكيك، صددرصد ديني بوده و مبتني بر هيچ يك از نظام‌هاي فكري و معرفتي بشري نيست. با تأمل در ادعاي اينان مي‌بينيم مكتب تفكيك، براي نقد نظريه‌ي معرفتي ارسطو، مجبور شده است نظريه‌ي معرفتي افلاطون را بپذيرد، اگر چه خودشان را متوجه يا ملتزم به اين مسأله ندانند.
نمي‌توان پذيرفت كه مكتب تفكيك داراي نظام معرفتي خاصِ درون ديني، در مواجهه با دعواي كهنه و ديرينه‌ي اهل ديانت، در استفاده از عقل فلسفي و منطق در فهم و تفسير كلام وحي باشد، بلكه تفكيكيان با بهره‌گيري از مفاهيم فكري افلاطون، تلاش دارند تفسير عقلاني‌اي از كتاب و سنت ارائه دهند و عقلانيتي از نوع افلاطوني، كه البته اسلامي شده باشد، به وجود آورند. چيزي كه در اين ميان، عجيب و غيرواقعي است، ادعاي تفكيكيان مبني بر ارائه‌ي نظام معرفتي درونْ‌ديني است.
نتيجه‌گيري: با توجه به آنچه گذشت، روشن ‌مي‌شود كه مسائل و موضوعات مطرح‌شده در «مكتب تفكيك»، در حوزه‌ي «معارف و اعتقادات غير واضح و غير مسلّم» است و ارتباطي به بحث تربيت اسلامي ندارد، همچنين ارتباطي به احكام و مسائل فقهي ندارد، همچنين ارتباطي به مستحبات و مكروهات ندارد، و در مجموع، ربطي به «واضحات و مسلمات» اسلام و شيعه‌ي اثني‌عشري ندارد، بلكه در حيطه‌ي «غير واضحات و غير مسلّمات»، سخن گفته و عرض اندام مي‌كند، و روش «استدلال فلسفي» و «كشف عرفاني» در رسيدن به برخي مسائل اعتقادي را مورد نقد قرار مي‌دهد.
به عبارت ديگر، «مكتب تفكيك» يك مكتب فكري است نه يك «برنامه‌ي تربيتي». پس مقايسه‌ي «منهاج فردوسيان» با آن، از اساس، اشتباه است ولي از آنجا كه مؤسس و مروّجان مكتب تفكيك، بر استفاده از منابع خالص و ناب و دستِ اول ديني، يعني قرآن كريم و روايات معتبر تأكيد مي‌كنند، هم‌افق و هم‌مدار با برنامه‌ي تربيتي «منهاج فردوسيان»‌ انگاشته شده است.
پس مهم‌ترين نقطه‌ي افتراق «منهاج فردوسيان» با «مكتب تفكيك» اين است كه «منهاج فردوسيان» برنامه‌ي تربيتي براي رسيدن به كمال و سعادت است ولي «مكتب تفكيك» نگرشي خاص در مقابل برخي آموزه‌هاي فلسفه و عرفان است. اما نقطه‌ي اشتراك «منهاج فردوسيان» با «مكتب تفكيك»، در اصرار بر استفاده از قرآن و روايات، به صورت خالص و بدون دستبرد آموزه‌هاي بشري است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. كيهان فرهنگي، سال نهم، شماره‌ي ۱۲، صفحه‌ي ۶.
۲. مكتب‌ تفكيك،‌ محمدرضا حكيمي‌، صفحه‌ي‌ ۱۵۹.
۳. مجله‌ي انديشه‌ي حوزه، سال پنجم، شماره‌ي سوم، ويژه‌ي تفكيك، صفحات ۱۹۹ و ۲۰۰.
۴. توحيد الاماميه‌، ملكي ميانجي، صفحه‌ي‌ ۲۱. ترجمه: عقل در كتاب و سنت، آن نور صريحي است كه خداي سبحان بر ارواح انساني افاضه مي‌كند و آن خودش ظاهر است و غيرش را روشن مي‌سازد و آن، حجت الهي است، ذاتش معصوم است، خطايش محال است و مايه‌ي استواري دليل است و آن، ملاك [آمدن] تكليف و پاداش و كيفر است … و به وسيله‌ي آن، نيكويي از زشتي بازشناخته مي‌شود …
۵. توحيد الاماميه‌، ملكي ميانجي، صفحه‌ي‌ ۴۵. ترجمه: فرق بين آن دو [يعني بين عقل و علم] ـ با اين كه هر دوي آنها، كشف ذاتي مصون و معصوم است، همانا به حسب چيزي است كه بدان تعلق گرفته است. پس همانا عنايت در متعلَّق عقل، پابند بودن و مانع شدنش از انجام دادن كارهاي مرجوح است … به خلاف علم حقيقي كه اين عنايت در آن نيست.
۶. ابواب‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، صفحه‌ي‌ ۷. ترجمه: نفس، چيزي است قائم به غير و تاريك در ذات، پديدآمده و باقي و آن، خودش براي خودش ناياب است مانند سايه از اين جهت كه چيزي قائم به غير خودش است و نور خارجي ندارد، پس آن از حيث ذاتش، عين نور نيست، مرادم نور شعور و عقل و علم و فهم و زندگاني و توانايي است، پس آن از حيث ذاتش مشيتي ندارد بلكه آن نورهاي قدسي خارج از حقيقت آن است.
۷. توحيد الاماميه‌، ملكي ميانجي، صفحه‌ي‌ ۱۸. ترجمه: و از آن جهت كه روح ـ همان طور كه در محلش ثابت شد ـ جسمي لطيف و تاريك بالذات است كه مالك علم و عقل و شعور است به خدايي كه مالك آن است.
۸. ابواب‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، به‌ اهتمام‌ سيد محمدباقر نجفي‌ يزدي‌، صفحه‌ي‌ ۱۹.
۹. بيان‌ الفرقان‌ في‌ توحيد القرآن‌، مجتبي قزويني‌، جلد‌ ۱، صفحه‌ي ۵۸؛ ابواب‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌،، به‌ اهتمام‌ سيد محمدباقر نجفي‌ يزدي‌، صفحه‌ي‌ ۷.
۱۰. مصباح‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، به اهتمام سيد محمد باقر نجفي يزدي، صفحه‌ي‌ ۶۷. ترجمه: همانا اساس دنيا و آخرت بر بسيط بودن جوهرهاست و آن، غير تركيب‌شده از ماده و صورت است بلكه خداي جل جلاله، آفريدگان مختلفي براي هدف‌ها و مرزهايي آفريد، پس ماده و صورت و جنس و فصل، وهمي است.
۱۱. مصباح‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، به اهتمام سيد محمد باقر نجفي يزدي، صفحه‌ي‌ ۸۹. ترجمه: همانا آنچه پيامبر ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ آورده، امر جديدي است، همچنان كه در آنچه مفيد روايت كرده، تصريح شده است و آن، مخالف علوم بشري است.
۱۲. مصباح‌ الهدي‌، ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌، به اهتمام سيد محمد باقر نجفي يزدي، صفحه‌ي‌ ۳۹. ترجمه: پس او ـ كه شأنش بلند باد ـ نه وجود است و نه عدم، بلكه او پروردگار وجود است.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۵:۴۹ توسط:رونيكا سلماني موضوع:

«منهاج فردوسيان» فرقه‌ي جديدي است!!

اشكال: «منهاج فردوسيان» فرقه‌ي جديدي است. /
طرح اشكال: چنان كه از ظواهر بر مي‌آيد، آنچه به نام «منهاج فردوسيان» شهرت يافته، فرقه‌ي جديدي است و گرنه نبايد با نام جديدي معرفي مي‌شد.
جواب: معمولاً ساده‌لوحاني كه هر عنوان جديد را فرقه‌اي جديد مي‌شمارند و قدرت تميز بين عنوان و فرقه ندارند، اين اشكال را مطرح مي‌كنند‌، ولي بر ارباب بصيرت معلوم است كه «فرقه» به معني انشعاب است كه از ماده‌ي «فرق» مي‌آيد و به گروهك‌هايي كه از يك جمعيت بزرگ منشعب مي‌شوند، گفته ‌مي‌شود‌. قواعد و قوانين منهاج فردوسيان، متن تشيع ناب است نه حاشيه؛ و اصل شريعت غرّاي اسلام است نه انشعاب‌. كساني كه اندك آشنايي‌اي با منهاج فردوسيان دارند مي‌دانند كه برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان، عرضـه‌ي مواد اصيل و قديمي تشيع ناب در قالبي جديد است‌.
خطر اساسي فرقه‌ها و نحله‌هاي نوظهور، اتكا بر مواد غير اصيل و غير معتبر است‌. يعني در فرقه‌هاي نو ظهور، فقط مصطلحات جديد و تعابير نـو به كار نم‌يرود بلكه «مواد احكام» تغيير داده ‌مي‌شود‌. اگر فقط تعابير و مصطلحات قديم، بازسازي و نو شود ولي مواد حكم، همان ماده‌ي اصيل و معتبر باشد نه تنها عيب ندارد، بلكه از ضروريات تجدد بشر و همگام شدن با نو گشتن روزگار و مردمان آن است‌.
فقهاي بزرگ شيعه در طول بيش از هزار سال تلاش علمي، هر از گاهي تغييري بنيادين در نحوه‌ي اجتهاد و روش استنباط داده‌اند ولي در هيچ عصــري از آموزه‌هاي قرآن كريم و سنت معتبر، تعدّي و تخطّي نشده است‌. پس نو شدن قالب‌ها از امور غير قابل اجتناب است‌.
از آنجا كه ادبيات رساله‌هاي توضيح المسائل و متون فقهي شيعه، مناسب فضاي تربيت مرحله به مرحله (به اصطلاح عرفاني، سير و سلوك) نيست و قدرت رقابت با برنامه‌هاي تربيتي مختلف و رنگارنگ را ندارد، منهاج فردوسيان در قالبي جديد ولي با استفاده‌ي كامل از منابع معتبر و اصيل شيعي، برنامه‌اي جذاب و روشن مي‌باشد كه در اختيار نسل جوان مشتاق كمال، سعادت و تهذيب نفس قرار گرفته است‌.
كساني كه اهل مراجعه به كتب اصيل فقهي و حديثي هستند و اهليت آن را هم دارند، مي‌دانند كه پيچيدگي‌ها و در هم تنيدگي كتاب‌ها و ابواب فقهي و حديثي، راه را بسيار طولاني و دور و دراز نشان مي‌دهد به حدّي كه برخي گرفتار اين توهّم شده‌اند كه كسي نمي‌تواند تمام روايات يا مسائل فقهي را احصاي علمي و عملي نمايد!
در حالي كه منهاج فردوسيان با ارائه‌ي روشي جديد در دسته‌بندي روايات عملي و همراه ساختن آن با آيات قرآن كريم، بر اين امر بزرگ و مهم فائق آمده و موفق به احصاي روشن دستورات شارع مقدس شده است‌. آنچه مايه‌ي برتري مراجعه‌ي مشتاقان الي الله به منهاج فردوسيان نسبت به مراجعه‌ي آنان به كتب فقهي و حديثي شده، صريح و روشن بودن قواعد و قوانين منهاج فردوسيان است‌.
در روش جديد (منهاج فردوسيان)، ترديدها و احتياط‌هاي واجب و مستحب به حداقل ممكن رسيده و تصوير ذهني شلوغ و درهم تنيده‌ي فردِ جوياي كمال و سعادت، نسبت به تعاليم دين مبين اسلام، تبديل به تصويري شفاف و بسيط و قابل فهـم و اجرا ‌مي‌شود‌. در نتيجه، زماني كه منهاجي، به تصويري روشن و احصاء‌ شده از تعاليم رسيد، به راحتي مي‌تواند به احصاي عملي تعاليم و دستورات الهي نيز دست يابد‌.
دستاورد نقد و البته بسيار ارزنده‌ي اين احصاي علمي و عملي، رسيدن به آرامش خاطر نسبت به سير الي المعبود است؛ به اين معني كه رهرو منهاج فردوسيان، با خيال راحت و ضمير آسوده مي‌داند كه در مسير حق و قُرب الهي قرار دارد و هيچ گزينه‌اي از سعادت و كمال را فاقد نخواهد بود و از تمام موجبات ضرر و خسران و زيانكاري رهيده است‌.


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۳۵:۰۰ توسط:رونيكا سلماني موضوع: